سيد علاء الدين محمد گلستانه
394
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
معصيتِ اوست و مردم ، از شرّ او ايمن نيستند . « 1 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : وقتى كه امّت من از روى تبختر راه روند و دستها را در راه رفتن دراز كِشند و غلامان فارسى و رومى ، خدمتِ ايشان كنند ، جنگ و نزاع در ميان ايشان به هم خواهد رسيد و به دفع يكديگر ، مشغول خواهند شد . و ابن بابويه رحمه الله در فقيه ، در حديث مناهى نبى صلى الله عليه و آله روايت كرده كه نهى فرمود از آن كه كسى از روى تكبّر ، راه رود و فرمود كه : كسى كه جامهاى بپوشد و به سبب پوشيدن آن ، تكبّر كند ، خداى تعالى ، او را در كنار جهنّم به زمين فرو مىبَرد و در جهنّم ، قرين قارون خواهد بود ؛ زيرا كه اوّل كسى كه خَيلا و تكبّر ورزيد و خداى تعالى ، او را با خانهاش به زمين فرو بُرد ، قارون بود . و كسى كه خَيلا و كبر مىورزد ، در جبروت با خداى تعالى منازعه كرده . « 2 » و از جملهء افعال و علامات ايشان ، باز داشتن خدمه وصف زدن ملازمان است در برابر و دوست داشتن كه از روى خضوع و انقياد ، با ايشان سلوك نمايند . و به طُرُق متعدّده روايت شده كه : كسى كه خواهد كه مردم در برابر او بِايستند ، بايد كه جاى خود را در جهنّم ، مهيّا سازد . « 3 » و ديگر ، ترك انصاف نمودن و از مردم توقّع داشتن كه سخن درشت از ايشان تحمّل نمايند و در مقام جواب از ايشان تحمّل نمايند و در مقام جواب در نيايند ؛ بلكه نگاه درشت بر روى ايشان نكنند و آواز خود را بلند نسازند . و اين معانى در عرف ايشان ، به آدابدانى و حُسن سلوك ، موسوم است . ديگر ، طالب صدرِ مجلس بودن و با مردم بر سرِ نشستن ، نزاع كردن ، و مهربانى نمودن و دوست داشتن كسى كه احترام و اعزاز ايشان ، زياده به جا آورد ، هر چند كه از اشرار باشد ، و مذمّت نمودن و دشمن داشتن كسى كه در اين امور ، كوتاهى كند ، هر چند كه از صلحا و اخيار باشد . و از جملهء افعال متكبّران كه وعيد بر آن وارد شده ، ساختن عمارتهاى رفيع است از براى زيادتى و ترفُّع بر ابناى جنس خود ، چنانچه ابن بابويه رحمه الله در حديث مذكور روايت كرده كه [ پيامبر صلى الله عليه و آله ] فرمود : كسى كه عمارتى از جهت ريا و سُمْعه بنا كند ، يعنى براى آن كه مردم ببينند و بشنوند ، خداى تعالى در روز قيامت ، آن عمارت را تا طبقهء هفتم زمين ، بارِ او مىكند و آن عمارت ، آتشى خواهد بود افروخته . بعد از آن ، آن را در گردنش طوقى خواهند كرد و به جهنّم
--> ( 1 ) . الخصال ، ص 332 ، ح 31 ؛ بحار الأنوار ، ج 70 ، ص 233 ، ح 32 . ( 2 ) . كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 13 ، ح 4968 . ( 3 ) . الأمالى ، طوسى ، ص 538 ، مجلس 19 ، ضمن ح 1 ؛ مكارم الأخلاق ، ص 471 ؛ عوالى اللآلى ، ج 1 ، ص 434 .